2777
2789
عنوان

پرت

366 بازدید | 0 پست

بهم میگفت خنده هات مثل کباب کردن ماهی روی اتیش لب یه رودخونه تو هوای سرد زمستونیه

گفتم خب چرا حالا تو زمستون مگه مجبوری

و اونم غر میزد که بخدا تو خدای ضد حالی و میگفت خب ماهی تو هوای سرد خیلی بیشتر میچسبه

اصلا هر چیزی که خلاف قانون خودش انجام بشه خیلی به ادم میچسبه و گوشت میشه به بدن ادم

گفتم خب منم گوشت شدم به بدنت

گیج نگاهم کرد و با خنده دندونما سرشو کج کرد و گفت منظورت چیه خل و چل ؟

به برق دندونای مرتبش نیم نگاهی انداختم وگفتم اخه من اصلا ادم قانون مداری نیستم

خندید و گفت نه اما دیوونگی هات اینقدر قشنگه که حتی اگه به واقعیت نپیونده هم میتونم با تصوراتش غرق خوشی شم

به این همه سادگی و زیباییش لبخند زدم که اروم شصتشو کشید روی خط پایین لبم و پچ زد چقدر خنده هات سیرابم میکنه

نشنیده  گرفتم و نگاه دورانی بین چشم و خنده هاش انداختم و گفتم اخر همین هفته میریم که به صرف ماهی اتیشی تو دل جنگل وسط چله زمستون مهمونت کنم که دیگه هوسش نزنه به سرت

اخ جونی گفت و پرید بغلم و گفت

هوس عاشقی با تو همش تو سر منه

ژینانوشت

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108