سلام ای مهربانترین مهربانان ... مرا میشناسی ؟ نامه ات به دستم رسید و بر بار شرمساریم افزود ... ای یا ر از شاهرگم نزدیکتر .. آیا شاهد همه گناههای من بوده ای ؟...گرچه میدانم چشم بر بسیاری از آنها بستی لیکن حجم گناههای خود را میدانم که بین من و تو ابری سنگین بر افراشته و مرا در این سیاهی سرگردان نموده و تو چه مهربانی که به جستجوی من آمدی و مرا به حال زار خودم رها نکردی ...دستم را بگیر عزیز کریم ...من به بندگی تو مفتخرم ...بنده نوازی بفرما و از سر تقصیراتم بگذر که سر بلند کردن نتوانم چه رسد دعوت تو به استجابت من ...با این حال از در رحمتت بر نخیزم که میدانم کلید همه درهایی که به روی خود بستم در ید توانای توست . و لا حول ولا قوه الا به نام تو ای ای بلند مرتبه ی بزرگوار .... سلام ای مهربانتر از مادر .... چونان طفلی جسور و گستاخم نا فرمان و زیانکار که جز تو ملجا و پناهی ندارم و مرا به راه راست هدایت فرما ...من بسیار سزاوارم به رحمتت ... آخر من جز تو دلسوزی ندار م ....مرا دریاب پذیرنده می توبه کنندگنان ... ای قادر متعال عاشقانه دوستت دارم و میدانم که عاشقانه مرا آقریده ای ... تو را به عشق قسم میدهم مرا هم در سایه عشق کبریایت پناه د ه.... آمین