پسره اومده خاستگاریم الان تو مرحله تحقیقیم
گفتم بدونید تو کدوم مرحله ایم
دیشب پسره به مادرش میگه مادر خانومم(مادر من)
پاش درد میکنه اگه خدا خواست بهم رسیدیم کله هفته رو پیش مادرش باشه
من اخر هفته ها میارمش خونه خودمون
مادرش گفت نمیخواد همون دوروزم نیاد
بیاد کلا اینجا باشه من برم تعاونی برم اینور اونور این اینجا باشه کاره شمارو برسه
من واقعا اصلااااااااا درکش نکردم تازه هیچیم نگفتم
توروخدا کمک کنید چطوری سیاستمو حفظ کنم هنو هیچی نشده اینطوری میکنه