یاد یه خاطره افتادم.۱۸ سالم بود.مجرد که بودم یه بار زنگ زدم سوپری برام وسیله خوردنی بیاره.پسره گوشی رو برداشت.منم سفارشات دادم قطع کردم.یه ربع بعد دیدم یه پسر خوشتیپ موها ژل زده که کلی بخودش رسیده پشت دره.تا درو وا کردم.وا رفت بنده خدا.یه دختر ۱۸ ساله صورت پر از مو سبیل ها تا بناگوش ابرو پاچه بزی...یه نگاهی بهم کرد و بعد با عصبانیت گفت تو بودی زنگ زدی؟از ترس گفتم نه.دوستم بود الان توی حمومه.بعد پولشو گرفت رفت😀😀😀😀😀