2821
2789

بگیم که چی بشه؟ بدیهارو دوباره مرور کردن هیچ فایده ای نداره که هیچ بدتر روان ادم رو به هم میریزه. فقط همینو میتونم بگم که اگر لیاقت محبت ندارند، زیاد صمیمی نشید باهاشون.و با سیاست رفتار کنید و از بدیهاشون ناراحت نشید.چون نشون میده که چقدر کمبود دارن . باید دلمون براشون بسوزه 

غربت کسی نباش که تو را وطن دیده است ....

تاپیکامو بخون...

اذیتم در حد مریضی لاعلاجه سمه مرضه این مادرشوهری ک دارم حیف اسم مادر که روشه

ازجفتم رد میشه فوش میده غذا میپزم حرف میزنه تیمه میپرونه ظرف میشورم پاچه امو میگیره

خدایا منو از این جهنمـــــــی که درخانه مادرشوهر زندگــی کردند نجات بده خواهش میکنم

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

بگیم که چی بشه؟ بدیهارو دوباره مرور کردن هیچ فایده ای نداره که هیچ بدتر روان ادم رو به هم میریزه. فق ...

 واقعا من ازش بدم اومده از چشمم افتاده

خدایا خدایا شکر واسه اینکه بالاخره مامانم کردی👼در ضمن     لباس یا کفش که نیاز ندارید رو پست کنید ب آدرس سیستان و بلوچستان شهرستان زهک بخش جزنیک روستای پلگی خمر مدرسه حافظ کد پستی نمیخواد جنسیت هم فرقی نداره چون مدرسه توزیع میکنه تو خانواده بچه ها 🙏🙏
بگیم که چی بشه؟ بدیهارو دوباره مرور کردن هیچ فایده ای نداره که هیچ بدتر روان ادم رو به هم میریزه. فق ...

من که بی احترامی دیدم ازشون الانم کلا بی محلم بهشون

 واقعا من ازش بدم اومده از چشمم افتاده

منم همینطور از چشمم افتادند.بخاطر همین برام هیچ اهمیتی و ارزشی ندارند. بدیاشون دیگه نه ناراحتم میکنه نه روم تاثیر داره

غربت کسی نباش که تو را وطن دیده است ....
کنارمادرشوهرزندگی میکنی

اره تو ی خونه یه اتاق دادنکل کاراشونم من میکنم نمیزارنم پسرشون تصمیم بگیره برا مستقل شدن

خدایا منو از این جهنمـــــــی که درخانه مادرشوهر زندگــی کردند نجات بده خواهش میکنم
منم همینطور از چشمم افتادند.بخاطر همین برام هیچ اهمیتی و ارزشی ندارند. بدیاشون دیگه نه ناراحتم میکنه ...

مال من دید من زنگ نمی زنم شروع کرده خودش زنگ میزنه احوال پرسی ولی دیگه فایده نداره از چشمم افتاده من نمیخوام بزنگم بهش ی زمان خیییلی خوبی براش کردم

خدایا خدایا شکر واسه اینکه بالاخره مامانم کردی👼در ضمن     لباس یا کفش که نیاز ندارید رو پست کنید ب آدرس سیستان و بلوچستان شهرستان زهک بخش جزنیک روستای پلگی خمر مدرسه حافظ کد پستی نمیخواد جنسیت هم فرقی نداره چون مدرسه توزیع میکنه تو خانواده بچه ها 🙏🙏
من که بی احترامی دیدم ازشون الانم کلا بی محلم بهشون

بهترین راه این هست که باهاشون صمیمی نشی و محبت بیجا نکنی و توقعات بیجاشونو براورده نکنی. و بدی کردن به یه ورتم نگیری. اینجوری راحتتری و ارامش خودتو و شوهرتو بهم نمیریزی

غربت کسی نباش که تو را وطن دیده است ....
اره تو ی خونه یه اتاق دادنکل کاراشونم من میکنم نمیزارنم پسرشون تصمیم بگیره برا مستقل شدن

چقد سخت من جدا هستم ازشون بی احترامی دیدم الان کلا ماهی یک بار به زور میرم خونشون دعوتم نمیکنم ببینم یه سلام تمام

مال من دید من زنگ نمی زنم شروع کرده خودش زنگ میزنه احوال پرسی ولی دیگه فایده نداره از چشمم افتاده من ...


تغییر رویه بده و گول مهربونیا شو نخور. چون مطمعنا بازم بعد از به دست اوردن دلت باز میشکنه. 

مادرشوهر من اصلا بهم زنگ نمیزنه .تازه از منم توقع داره بهش زنگ بزنم وقتی جای دور میرم. من اوایل میزنگیدم اما دو سه بار نزدم. گلایه کرد که یه زنگ نمیزنی و فلان .منم گفتم من همیشه زنگ میزدم اما شما نمیزدی.حالا من هیچ ،حال نوه ات هم برات مهم نبود.  اما ایندفعه که اومدم خونه مامانم ۲۵ روزه اینجام ،و دوبار بهش زنگ زدم اما اون اصلا نزده. گفتم دستم بشکنه اگه دوباره بزنم. 

شوهرم سر شب گفت کرونا گرقته. مجبورم ز بزنم علی رغم باطنی ام. اما تصمیم گرفتم سر و سر سنگین حرف بزنم که بفهمه فقط بخاطر مریضیش زدم.  

غربت کسی نباش که تو را وطن دیده است ....
چقد سخت من جدا هستم ازشون بی احترامی دیدم الان کلا ماهی یک بار به زور میرم خونشون دعوتم نمیکنم ببینم ...

سخت ک چه عرض کنم نابوودم اینجا مثل جهنمه برام و شوهرم از درک پایینی برخورداره براش مهم نیس راحتی و اسایشم فقط بلده بخوابه و خودش راحتباشه کافیه

خدایا منو از این جهنمـــــــی که درخانه مادرشوهر زندگــی کردند نجات بده خواهش میکنم
سخت ک چه عرض کنم نابوودم اینجا مثل جهنمه برام و شوهرم از درک پایینی برخورداره براش مهم نیس راحتی و ا ...

من شوهرم شب کارمیشد گاهی وقت ها مادرشوهرم میگفت وا عروس خونه تنها نمونه بیا اینجا ما عروس تنها نمیزارم ... من خسته شده بودم راحت نبودم اخرش یه روز به شدهرم گفتم من بچه نیستم ..‌ ونرفتم یک ماع ناراحت قیافه اصلا مهم نبود موندن موندن خودشون خوب شدن الانم اینقد سنگین باهاشون برخورد میکنم که فهمیدن زیاد دور برم نباشن

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز