2777
2789
عنوان

پرت🤍

413 بازدید | 0 پست

از بارون متنفر بودم ،یه روز که بارون میزد بهم گفته بود مجبوری بهم فکر کنی و منو کشوند از خونه بیرون باهم زدیم بیرون و من برای تنبیه کردنش ازش خواستم زیر بارون قدم بزنیم

ازش چیز عاشقانه نخواسته بودم ،چون بارون نبود که بهم حس خوب میداد ،اون دستاش و نگاه پر نفوذ بارون خورده ی جمع شده اش و لبخندای پرجونش که غر زدنای قشنگش ازش خارج میشد بود که تموم قشنگیای دنیارو زیر پوستم تزریق کرد

اروم کشوندمش تو یه کافه دنج و غرید و گفت

همش تقصیر توعه،عین یه موش اب کشیده شدم

به منو نگاه کردم و دوتا هات چاکلت و یه کیک شکلاتی سفارش دادم که گفت

اصلا کی گفته که من اینارو دوست دارم ؟

خنده تا پشت لبم اومد اما پنهونش کردم و گفتم وقتی منو دوست داری باید همه چیزایی که من دوست دارمو به جون بخری

خودخواهی زیر لب گفت و دست به سینه زل زد به دختر پسرای توی کافه

نگاهش رو یه میز میخکوب شد که رد نگاهشو گرفتم و خودمو کشیدم جلو و گفتم زشته دید نزن بقیه رو

ابرویی بالا انداخت و دستاشو از هم باز کردو درست مثل من خودشو کشید جلو و گفت حالا که اینجوره توام باید به جون بخری

گفتم چیو

لبخند دندون نمایی زد و با انگشت اشاره زد به چونموگفت  همه چیزایی که دوست دارمو

خودمو عصب کشیدم و با پوزخند گفتم مگ من دوست دارم؟

انگار تموم حسای خوبش دود شد رفت هوا حتی حس میکنم اون چشمای شرورش خاموش شده بود درست مثل یه جنگل تو دل شب بود که تاریک شده بود

گفت اگه گرسنت نیست بریم یکم سردم شده

گفتم اینجا که گرمه ،بیرونم هنوز بارونه

گوشه لبش بالا رفت و دیگه با نگاهاش با من حرف نمیزد و لب زد چیزایی دیگه بدنمو یخ کرد

دست انداختم زیر چونشو گفتم دوست داشتنت جنسش چیه؟

مبهوت خیره شد بهم گفت یعنی چی؟

گفتم مثل این تازه به دوران رسیده هاست و سطحیه یا دلی دوسم داری؟

گفت خودت چی فکر میکنی؟

جدی شدمو گفتم من فکر نمیکنم چون من فقط میتونم از خودم با خبر باشم ن تو ،اما اینو میدونم که دوست داشتن من جنسش خالصه و روش سرمایه گزاری نمیکنم یعنی من در مقابل دوست داشتنم دوست داشتن نمیخوام،برای دل خودم کار میکنم و حراجش نمیزنم

نمیگم چون این دوسم نداره دیگه بیخیالش میشم و میرم سراغ بعدی

نه،البته درسته که ادم نمیدونه یه نفر تا کی و کجا باهاشه اما بنظرم هر ادمی باید یه بار خالص یه حسو به یه نفر بده یه جور که هر چقدرم اون ادم مزه عشق بقیه رو چشید بگه اون یه چیز دیگه بود

فهمیدی؟

مکث و بهتش مثل همیشه بود یه جور که حس میکردم زیاد چرند گفتم

گفت دوست دارم گفتن خیلی برات سخته؟

اروم لبخند زدم و گفتم اگه نگاهت بزاره نه

ژینانوشت

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108