مرور کردن همیشه هم خوب نیست ،حتی مرور کردن خاطرات خوب هم ته دلتو میلرزونه و یه لبخند محو و مات و چسبیده به لبان خشکیده ات بر جای میگذارد
مرور کردن بد است ،خصوصا مرور کردن چیزایی که در قدیمی ترین صندوقچه ات میان هزارتا خرده ورق کهنه شده و مچاله شده پنهان کرده ای
تا به حال گذشته ات را مرور کرده ای؟گذشته ای همچون کشتی با هزاران مسافر بر دل یک دریا که در نهایت طوفانی تمام لذت های ان را به گل می نشاند
و من امشب عجیب از مرور گذشته ها بیزارم
مانند انسان بی قراری که پاهایش مانند اهنربایی عجیب جذب ان صندوقچه ی لعنتی تلنبار شده از گذشته میشود و دست های لرزانی که تمام نوشته های روبرویش را مو به مو از نظر میگذراند و نگاهی که عین میخی که به دیوار کوبیده میشود بر روی نوشته ها کوبیده میشود و گاهی مانند پاندول ساعت دیواری به این طرف و ان طرف می دود و تمام 6سال گذشته را مانند تله فیلمی را بر روی پرده به نمایش میگذارد و قلب یخ زده ام عجیب سفت و سخت میشود و دندان هایی که از فشار روی هم مانند قفلی اند که برای همیشه برای خداحافظی بر روی در خانه ای زده میشود و صدای یک بوق ممتدی که گوشم را کر میکند و باعث میشود ساعت ها از ان ادم دفن شده و در گور خوابیده سر بیرون بی اورم و ساعاتی را برای تمام سنگ شدم از درون فرو بپاشم
و خاطراه ها عجیب بی رحم اند عجیب !
و باز هم میگویم مرور کردن هزاران خاطره تاخ که گمان میکنی برای همیشه از یاد برده ای شجاعتی عجیب میخواهد .
حال میفهمم چرا از گور نترسیده ام ،ادم زنده ای که بارها با دستان خودش با بی رحمی زخم های ترمیم شده اش را بشکافد هیچ ابائی از ان چند وجب و خاک نم دار ندارد .
ژینانوشت
https://irsv.upmusics.com/99/Majid Kharatha | Shik(128).mp3