یچیزی میخوام بهت بگم چون این روزا شدیدا موضوعات مربوط بهت میبینم عصبی میشم
دختردایی پدرم ۲ماه بعد عروسیش متوجه شد لوسمی حاد داره و تقریبا میشه گفت همه ازش قطع امید کرده بودن
چقدر به همسرش اصرار کرد بیا جدا شیم حیفه تو همسرش قبول نکرد
خداروشکر فکرکنم ۷سالی از این موضوع میگذره چندین بار شیمی درمانی و پرتو درمانی شد چقدر تو بیمارستانا بستری بود و انواع ازمایشا روش انجام شد ولی طاقت اورد و زندگیشو نجات داد
چندوقت پیش گفت تو فکر بچه دار شدنه
دخترجون ادمی که کسی فکر نمیکرد سال بعدش ببینه جنگید موند و الان فکر بچه دار شدنه به خودت بیا جوونی سنی نداری بخاطر خودت و پدرت بجنگ که بمونی
من مطمئنم تو ازپسش برمیای و زندگیت قشنگتر از همیشه میشه💛
باور کن میتونی.امیدوارم یروزی خبرخوش سلامتی کاملت بشنوم