2777
2789
عنوان

همدردی

289 بازدید | 44 پست

دوستان من دوران عقدم خانوادم خیلی دارن اذیتم می کنن.هیچ احترامی براشوهرم قائل نمیشن.نمیدونم بایدچکارکنم.کسی هست مشکل منوداشته باشه.شرایطشم نداریم بریم به این زودی.من خسته شدم کمک کنید.یاحداقل برام دعاکنید

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چرا بی, احترامی, میکنن؟  با ازدواجتون مخالف بودن؟

نه مخالف نبودن.اماخیلی به حرف خواهرموشوهرشن.اونام حسودی می کنن.باهامون گرم نمی گیرن.کوچیک می کنن ادمو.شوهرم وقتی میادیه گوشه میشینه.وقتی خواهرم ایناباشن که دیگه هیچکس همصحبت نیست باهاش منم که مشغول اشپزی میشم تنهامیمونه

وا ینی چی احترام نمیزارن😐طلبکارن مگه🙁🙁

بخدانمیدونم چکارشون کردیم.خواهرم بااینکه رفته هنوزم ازپدرمادرم توقع داره.همیشه میگه نبایدبیشترازمن چیزی براش بگیرید.هرچی بگیریدمنم می خوام

نه مخالف نبودن.اماخیلی به حرف خواهرموشوهرشن.اونام حسودی می کنن.باهامون گرم نمی گیرن.کوچیک می کنن ادم ...

چه شوهر مظلومی تنهاش, نزارید,... با خانوادت مخصوصا مامانت صحبت کنید, دو تا اشک بریزید درست میشه

چه شوهر مظلومی تنهاش, نزارید,... با خانوادت مخصوصا مامانت صحبت کنید, دو تا اشک بریزید درست میشه

والاحرف زدم باهاش.ولی بهونه میاره.چون من شبیه خودش نیستم ازرفتاراش بدم میاد.خواهرم شبیه خودشه.من حتی حالم بدشداینقدگریه کرده بودم که مثه حالت غش وبیهوشی شدم اماهیچ اهمیتی ندادن

سعی کنید, زودتر برید سر خونه زندگیتون اینجوری شوهرتم کم کم حساس میشه ها 

نمی تونیم.قراراین نبوداخه.ازنظرمالی.ایشالاوام ازدواجوبدن زودتربریم.حساس شده اولاخیلی باهام خوب بودحالازیادتحویلم نمی گیره.حقم بهش میدم.

چرا بی احترامی

باورکن نمیدونم.شایدچون پدرم همیشه بهم اعتمادداشته وبه اونانداشت اینجوری شدن.من هرزمان ازپدرم پول می گرفتم درحدنیازم خرج کردم وبقیشوبهش پس دادم.ولی اونااینکارونکردن واونادلیل بی اعتمادی پدرمو من میدونن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز