وضع روحیم خیلی بده . آدمی ام هستم که درون خودم میریزم و به همه نشون میدم که شادم و به همه ام کمک میکنم چون نمیخوام مث من شن . زندگی سختی داشدم در حد توان و صبرم ... مدام اشک میریزم . با همه قطع ارتباط کردم و مقصرشو مادر پدرم میدونم و به حتم پدرمو بیشتر . تنها تو اتاقم زندگی میکنم حتی برای غذا خوردنم بیرون نمیرم.۱۹ سالمه:)♡ راهکاری هست؟
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
محدثه جان ارتباطت رو با خدا نزدیک کن قرآن بخون استغفار کن صلوات بفرست دلت آروم میشه
خدایا هرگاه دلم رفت تامحبت کسی رابه دل بگیرد،تواورا خراب کردی!خدایا،به هرکه وهرچه دل بستم،تودلم راشکستی!عشق هرکسی رابه دل گرفتم تو قرار از من گرفتی!هرکجا خواستم دل دردمندم راآرامش دهم،درسایه امیدی وبخاطر آرزویی،برای دلم امنیتی به وجود آورم،تو یکباره همه را برهم زدی!ودرطوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی تا هیچ آرزویی دردل نپرورم...توچنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم وبه جز تو آرزویی نداشته باشم و جز توبه چیزی یا کسی امید نبندم وجز درسایه توکل به تو آرامش و امنیت احساس نکنم...خدایا تورا براین همه نعمتت شکر میکنم
چرا با خانوادت قطع ارتباطی؟؟؟برو بیرون باهاشون لج نکن.برو بیرون و کنارشون باش.بهشون محبت کن
خیلی خیلییی خیلییی این کارو کردم ب حدی که ایمان دارم دختری مث من نیست.مدام مادرمو بغل میکردم بوس میکردم محبت میکردم ولی بی اعتنا بود اگ نمیرفدم طرفش نمیومد . بابامم ک اصن هیچی ... در صورتی ک خیلی کارا میکردم برای مجبت بهش
سعی کنخودت حال خودتوخوبکنی چهکاری دوست داری؟؟همونکاروکن چه شغلی دوست داری همون شغلو برو چه ...
دقیقن سعی میکنم انجام بدم ولی احساس میکنمگرانش زمین منو ب سمت خودش میکشه.سنگینم.خیلیی زیاد .دوس دارم همش بخوابم... یه سری کارل قبلا بم حال خوب میداد ولی الان نمیده
مدام جوری بام رفتار میکنه انگار ک من دختر خوبی نبودم یا خواسته های زیادی داشدم .. مدام تو فکر اینه من ازدواج کنم با اینکه تحصیل کردش ولی.. یه سری مسائل اجباریه تو این سنم به اجبار باید چادر بپوشم و ...