دخترم چهارسالشه ، اصلا با باباش رابطه ی خوبی نداره ، علنا میگه بابا رو دوست ندارم ، شوهرمم هیچ تلاشی واسه بهتر شدن رابطشون نمیکنه ، هر چی باهاش صحبت میکنم ،براش کانالای روانشناسی کودک میفرستم انگار نه انگار
کلا با همه دنیا خشک و سرد برخورد میکنه بجز من ،اونم خودم تلاش کردم تا اینطور بشه ،یه سال پدرم دراومد ، با مادر و خواهرشم خشک و سرد برخورد میکنه شدید ، من برای آینده دخترم خیلی نگرانم ، چون شدیدا حساس و زود رنجه ، به محبت پدر خیلی نیاز داره ،
دیشب سر یه چیز مسخره با هم کنتاک کردن و شوهرم دخترمو از تخت گذاشت پایین گفت برو تو اتاقت گریه هات تموم شد بیا ، دخترمم افتاد روی اون دنده دیگه مگه گریه و جیغش تموم میشد ! منم این وسط نه میتونم جلوی دخترم کار باباشو نقد کنم هم دلم واسش میسوزه که باباش اصلا محبت و قربون صدقه و زبون نرم نداره ،همه چیزو منطقی و خشک میبینه