خسته شدم دیگ از همه بدم میاد
امروز بعد کلی وقت تو خونه نشستن داداشم میخواست بره دکتر قرار شد ماهم بریم خونه مامان بزرگم چون نزدیک اونجا بود کلی با مامانم حاظر شدیم و لباس پوشیدیم و شیک کردیم آخرش داداش الدنگم اومد گفت راستی من فردا نوبت دکتر دارم حواستم نبود منم کلی ناراحت شدم ک مگه من اسکل اینام قهر کردم اومدم اتاقم نشستم گریه ک چرا این انقد بیشعور و بی شخصیت دیگ خسته شدم نمیکشم😭