1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته
این اولین بار بود که به بچه ام قبل واکسن استامینوفن ندادم.بعدشم ندادم.تا ساعت ۸ دیشب که تب کرد.شربت استامینوفن کوریزان مخصوص تب و درد رو دادم.بعد ی ساعت تبش قطع شد.هیچ مشکلی هم نداشت.خواستم بگم خیلی راحت بود
این اولین بار بود که به بچه ام قبل واکسن استامینوفن ندادم.بعدشم ندادم.تا ساعت ۸ دیشب که تب کرد.شربت ...
خداروشکر
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته
فقط از بعداظهر تا اخر شب یکم تبش بالا بود الان خداروشکر نه تب داره نه درد
خداروشکر
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته
بچه رو دیروز قبل واکسن حمام بردم.البته فکر نمیکردم قراره واکسنش رو بزنم.صبحانه کامل بهش دادم. ویتامینش رو هم داده بودم.ی ربع قبل بردن بهش یکم آب قند دادم.بعد واکسن اوردمش خونه نخوابوندمش.خیلی بازی کرد.تا بعد ناهار ک خسته شد و خوابید.بیدار شد پاهاش یکم گرفته بود.راستی آب سیب رو قبل ناهار بهش دادم.بعد از خواب هم بهش آب سیب دادم.دیشب یکم تب کرد ک بعد خوردن استا خوابید و صبح گرفتگی پاش هم رفع شده .خداروشکر