یه آهنگ آرام بخش دارم بی کلامه . اسمش maid with the flaxen hair . هرروز میزارمش دراز میکشم چشامو میبندم بعد میرم تو یه عالم دیگه . تصور میکنم رفتم لس آنجلس،و اونجا خودمو کنار کلبه م تصور میکنم که توی هوای صاف و خنک دراز کشیدم و باد به صورتم میخوره و گلهای افتابگردون که خیلی دوسشون دارم تصور میکنم . من روی یه تخت ازین ساحلیا دراز کشیدم و پرنده هام رد میشن . آخراش صدای،عشمو میشنوم که داره با لبخند میاد و اسممو صدا میکنه دستشو میاره بالا . و من میرم که بغلش کنم.... وقتی چشام باز میشه،اتاقمو میبینم که تنهام و هیچکی،عشق،و همسر و ... وجود نداره . ناراحت میشم . دلم میخاد تو همون عالم بمونم . من همیشه خوابای خوبی،میبینم چون تو روزا ازین فکرا میکنم و شبا برای اینکه خوابم ببره بالش بغل میکنم و فرص میکنم عشقمه که کنارش خوابیدم وتا صبح لذت میبرم ولی وقتی بیدار میشم ناراحت میشم 😔😔😔😑😑🥺🥺😭💔💔❤❤❤