من و مادرشوهرم ۸ماهه قطع رابطه ایم
یک ماه بعد از دعوامون پسر خواهرش مرد و من به اصرار مامانم رفتم و بهش تسلیت گفتم و گذشت
تو این مدت نداشت حتی پدرشوهرم سراغمون رو بگیره و...
خلاصه پدربزرگم از بین رفت و روز خاکسپاری اومد از جلوی منو مامانم رد شد و به عمم که بغل من و مامانم بود تسلیت گفت و محل نداد.سر خاکم بابأم و عموهام ایستاده بودن به همشون تسلیت گفت به بابأم محل نداده بود.
اومدم خونه شکایت کردم به شوهرم بهم گفت چرا به مامانم توهین میکنی😐
منم گفتم این توهین نیست اینجوری توهینه:
خلاصه خودمو میزدم و هرچی بلال سرم آورده بود گفتم و فحش دادم و نفرین کردم هرچی تو دلم انباشته شده بود آوردم بالا روش....
اینقدر حالم بد بود که اصلا دست و پاشو گم کرده بود.
الان دو روزه تو قیافه است
محل نمیده مثلا یعنی منو نمیبینه منم دیروز دورش بودم دیدم اینجوریه منم مقابله به مثل کردم
خیلی بهم برخورد رفتارش با پدر مادرم.
به شوهرم گفتم اینکه میخواست اینجور کنه به احترام کی اومد سر مزار؟غلط کرد اومد و ....
حالا نمیدونم اشتباه کردم یا نه ولی انگار دلم اندازه یه پر سبک شده