من لیسانس مترجمی زبان هستم وقبل ازدواجم کار میکردم
بعد ازدواج همسرم دوست نداشت کار کنم
خیلی جاها کار پیدا کردم به هر بهانه نذاشت
الان یه خواهرش معاون حسابداری بیمارستانه
یه خواهرشم کمک بهیاره بیمارستان
روزی هزار بار اینا رو میزنه تو سرم
تا هر چی بخوام میگه مگه کار میکنی
وهزار تا حرف دیگه
هی میگه از صبح تا شب مفت میخوری میخوابی.....