من دو تا بچه دو ساله و سه ساله دارم امشب دیوونم کردن منم نزدیکای ساعت نه دستشونو گرفتم رفتمدبیرون از کوچمون دراومدیم ی دفعه دیدم ی ماشین که چراغاش خاموش بود و پارک بود چراغاشو روشن کرد و اومد طرف ما دیدم ماشین شوهرمه
من از اینکه چهل تومن به پدرشوهرم قرض دادن و بعدش روز مادر یک سکه یک گرمی دادیم و امروز هم چهارتومن داده بود دلم گرفته بود گفتم اگه داری برا ماهم خرج کن اگه هم نداری هیچ