2777
2789

جمشید اومد چرا نمذاری

برای آرزوی خودمو خودت صلوات 🥰🥰🥰به لطف خدای مهربون و دعای شما نی نی سایتی های خوب که اگه دعا نمی‌کردید خدا منو لایق نمیدونست منم شدم مامان 😍😍😍😍خدایا شکرت بابت هدیت و این هدیه رو نصیب هر کسی که لایقشه بکن ممنونم 🥰🥰🥰هنوزم بر این باورم که بچه ای که مادرش اینقدر باید براش صبر کنه نباید بوسید فقط باید گاز گرفت قربونت بره مامان الهی دورت بگردم😍😍😍😍😍😂این بچه حاصل 50تا بی بی چکه و 10 تا آزمایش بارداری که همشون بتاشون 2 میشد ولی الان به لطف خدا شد 73 😍😍😍😍اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم به نیت سبز شدن دامن همه ی خانمای منتظر دیگه 🥰🥰میشه باز دعا کنین بچم سالم باشه همش نگرانم زندگیه سختی داشتم میترسم بارداری سختی داشته باشم🥺 ممنونم 😔😔 هفته 7 رفتم سونو دادم گفتن هفته 5 هسی لطفا برا اینکه بارداریم پوچ نباشه و تو هفته 5 نمونم دعام کنین🥺 جنین نازنینم رفت ولی دلم نمیاد امضامو پاک کنم 😔😔😔😔 برام دعا کنین ممنونم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

حالا چرا اموجی پسر رو کنار اموجی گربه گذاشتی حداقل اموجی زن میزاشتی 😐

باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂                     

نکن با قلبم اینکارو زود بزار

باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂                     

زیر پام علف هرز سبز شد

باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂                     
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز