2777
2789
عنوان

گذر روزگار

92 بازدید | 3 پست

ادامه تاپیک تلخ اما شیرین من ک حالا دیگ برای همیشه امیرو ازقلبم بیرون کرده بودم وسعی کردم تمرکزم فقط بزارم روی درسم تا اینک خیلی طول نکشیدی فرد جدید وارد زندگیم شد کسی ک وقتی برای اولین بار عکسشو دیدم اصلا خوشم نیومد ازش تا این حضوری دیدمش و

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

خب من دختر خیلی خیلی مغروری ام اگ از یکی خوشم بیاد اصلا ب روش نمیارم اما انگار کار خدا بود چند ماه بعد ازدواج امیر با اون شخص آشنا شدم تو نگاه اول از خوشم امد اما فقط ی حس خیلی معمولی بود چند ماه گذشت تا روزی ک قرار بود برای تولد یکی از دوستام بریم باغ ک اونم دعوت بود حسابی ب خودم رسیدم وقتی رسیدم باغ اونم اونجا بود چشم تو چشم شدیم اگ قبلا بهم نگاه میکرد وقتی ک بهش نگاه میکردم سریع نگاشوبرمیگردوند وخودشوجمع وجور میکرد ولی اون شب همش بهم خیر میشد وقتی بهش نگاه میکردم از رو نمیرفت تا وقتی آخر مهمونی شد همه مهمونا رفتن ولی منو  دوستم (نگار)با پارتنرش (محمد)و اون ویکی از دوستام(فاطمه) شب تو باغ موندیم دوست خانوادگی بودیم و خونواده هاهم مشکلی نداشتند با موندن ما اونجا

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز