2821
2789
عنوان

گذر روزگار

92 بازدید | 3 پست

ادامه تاپیک تلخ اما شیرین من ک حالا دیگ برای همیشه امیرو ازقلبم بیرون کرده بودم وسعی کردم تمرکزم فقط بزارم روی درسم تا اینک خیلی طول نکشیدی فرد جدید وارد زندگیم شد کسی ک وقتی برای اولین بار عکسشو دیدم اصلا خوشم نیومد ازش تا این حضوری دیدمش و

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

خب من دختر خیلی خیلی مغروری ام اگ از یکی خوشم بیاد اصلا ب روش نمیارم اما انگار کار خدا بود چند ماه بعد ازدواج امیر با اون شخص آشنا شدم تو نگاه اول از خوشم امد اما فقط ی حس خیلی معمولی بود چند ماه گذشت تا روزی ک قرار بود برای تولد یکی از دوستام بریم باغ ک اونم دعوت بود حسابی ب خودم رسیدم وقتی رسیدم باغ اونم اونجا بود چشم تو چشم شدیم اگ قبلا بهم نگاه میکرد وقتی ک بهش نگاه میکردم سریع نگاشوبرمیگردوند وخودشوجمع وجور میکرد ولی اون شب همش بهم خیر میشد وقتی بهش نگاه میکردم از رو نمیرفت تا وقتی آخر مهمونی شد همه مهمونا رفتن ولی منو  دوستم (نگار)با پارتنرش (محمد)و اون ویکی از دوستام(فاطمه) شب تو باغ موندیم دوست خانوادگی بودیم و خونواده هاهم مشکلی نداشتند با موندن ما اونجا

2790
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز