منم راضی ب جدایی نبودم هرچند کیفیت زندگی رو ازم گرفت اما دوست داشتم کوتاه بیام با خودم می گفتم منم مثل خیلیا تصادف کردم یا بهرحال با ی درد از این دنیا رفتم سعی داشتم با وجود اینک خودم لزت نمیبردم از زندگی سعی داشتم برای ببچهام زندگی خوب رو بسازم اما متاسفانه ب هر دری زدم نشد هرکاری کردم نشد
به خانوم بارها پیسنهاد روانشناس دادم قبول نمی کرد هیچی بخاطر توهین ک من گفتم بریم پیش روانشناس زندگیم زیرو میشد منم سعی کردم یک طرفه با روانشناس مشاوره بگیرم روانشناس بعداز چند جلسه گفت حضور دوتاتون الزامیه
خدا شاهده هیچ کم و کسری نزاشتم من پرستار بودم دو شیفت کار میکردم بخاطر اینک شاید یکم عذاب وجدان بگیری ایشون رو کمتر بد رفتاری بکند اما هیچی فایده نداشت
بنا بر دلایلی از کارم بیرون آمدم
امدم سمت شغل ازاد من کاملا به شماها حق میدم دنیا مجازی هستش میتوانید ب هر نحوه مسخره کنین
اما خب من هدفم جدایی نبود نیت بدی نداشتم نخواهم بچه دار نی
از کجا بدونم طرف انقد بد رفتاری انقد بد اخلاقه انقد بی فکر و درکه
از کجا بدونم طرف بی از وجدان نبرده
ب ابوالفضل بزرگترین آرزوی من این بود خانومم یک بار برای یک بار باهم منطقی گفتگوی داشته باشیم