2777
2789
عنوان

تاپیک ترسناک

150 بازدید | 29 پست

بچه ها من چندسال پیش که بچه تر بودم یه شب خونه پدربزرگم که تو روستاس خوابیدم

شب بود ساعت دو و سه این حدودا یهو دسشوییم گرفت همه هم خواب بودن

قبلا شنیده بودم خونشون جن داره اما چیزی ندیده بودم خودم

بلند شدم رفتم دسشویی که تو حیاط بود

حیاطشون خیلی بزرگه و پر از درخته

دسشوییم دوره از خونه

برگشتینی دیدم رو دیوار یه پسربچه نشسته و داره پاهاشو تکون میده و زل زده بود به من

در صورتی که خونه کناریشون چندساله خالیه و...

با تمام قدرت دوییدم خونه فقط..الانم یادم میفته دست و پام میلرزه با اینکه ادم ترسویی نیستم

شما هم اگه خاطره ترسناکی دارید یا شنیدید بگید که هیجان خونمون بره بالا

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

منم دیشب پتو رو کشبدم رو سرم ک بخابم یهو یه صدای خیلیییییی خیلییی ترسناکی گف هههه نگاش کن چه جوریم خوابیده😐😢زود پتورو از روم کشیدم اینور و اونورو نگا کردم بزور خابم گرف

من یه چند شب پیش بین خواب و بیداری دیدم یه پسر کوچولو ،، که سر تا پاش سیاهه،، کنار در هست (اصلا برای یک ثانیه جوری خفه شدم و ترسیدم که نگو ) هنوزم که یادم میاد یه جوری میشم 😔😔😥😥

برای زندگی من😔  و زندگی خودت و آخرتت  لطفا ۵ تا صلوات بده خوشگل جونم  😌😜😛،  مرسی ... بعد برو پایین ...                                                                                            😍😍😘منو تو تاپیک های دعوا و عکس تگ کنید بازم مرسی 😍😍😂😂                                                                          اگه میخوای به محیط زیست کمک کنی به من درخواست دوستی بده قربونت 😍😍😍😘😘        در زمینه مشکلات گیاهان آپارتمانی و تکثیرشون هم میتونم (( تا حد توانم )) کمک کنم😍😍😝😝😝🤗😇
بگو من باور میکنم😁

خیلی بچه ترکه بودم متوجه شدم مثل بقیه نیستم یعنی نه اینکه بگم بهتر هستما نه، فقط یه خلل عمیق و بزرگ توی وجودم بود همیشه دنبال یه چیزی میگشتم انگار چیزی گم کرده بودم بچگیام خیلی مذهبی سخت بودم البته الان نیستم (؛

تو اون دوران فهمیدم صداهایی میشنوم و چیزای می بینم درک و حس میکنم که بقیه نمیفهمن 

تا اینکه گذشت و یکم بزرگ تر شدم... ادامش اگه باور داری تا بگم😊

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کنکور هنر

aadiaa | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز