یه چیزیو منو شوهرم قرار گداشتیم به کسی نگیم تا به موقعش امروز فهمیدم ک شوهرم به مادرش گفته بوده بعد این چندوقته هی به من دروع میگفت میگفت نگفتم الان بشدت ازش ناراحتم ک زل میزده تو چشمامو دروغ میگفتع من احمقو بگو ک فکر میکردمشوهرم راز داره ولی امروز فهمیدم ک فقط یه بازیگر خوبه