خونه مادرشوهرم هر وقت دعوتیم من با یکی از جاریام ظرف میشوریم .من همش پای ثابت هستم.یکیشون الان بارداره دست به سیاه سفید نمیزنه. هر وقت میریم تکون نمیخوره از جاش. من هر چی ام یجوری خودمو سرگرم کار دیگه کنم بالاخره باید ظرفا رو هم بشورم. حس میکنم شده وظیفه ام.جوریه که اصلا دلم نمیخاد وقتی اونا اونجان برم.دخترخاله های شوهرم هم بیان اونجا بازم پرو بازی درمیارن کار نمیکنن. مادرشوهرم پیره زشته اون ظرف بشوره. شما جای من بودید چکار میکردید