تو این پویش بزرگی که راه افتاده منم اومدم نذرمو ادا کنم ، به امید ظهور امام زمان(عج)
قسمتی از کتاب "اسم تو مصطفاست" اثر راضیه تجار
در حال شستن ظرف ها بودم که از پشت سر دست انداختی دور گردنم.
-وای چیه ترسیدم!
-تولدت مبارک!
-مگه چندمه؟
-دوازده مرداد ، روز تولدت!
-دستت درد نکنه که یادت بود!
-فکر نکنی این سری هدیه ای در کار نیست ها! حتما برات میگیرم!
-همین که یادت بود برام بسه!
(ادامه داره)