ما تو یه ساختمونیم با خانواده شوهر و جاری بعد همش جاریم میاد پشت سر خانواده شوهرم معلومه داره داستان سر هم میکنه یعنی میفهمم داره الکی داستان میسازع و پشتشون حرف میزنه و دروغ میگه .بعدم یا میاد میگه من ب شوهرت روز مهندسو تبریک گفتم یا من بهش پیام دادم روز مردو تبریک گفتم شوهرتم خیلی خوشحال شد میخاد منو حساس کنه و کلا خیلی کرمای دیگه هم قبلنا ریخته که حال ندارم بگم .یا همش میاد از شوهرش میناله ولی ازونطرف صدای قهقهه زدنش میاد از خونشون که مشکلی با شوهرش ندارن .یه چیز دیگه هم اینکه من جنسیته بچم پسر شد بعد هروز میاد میگه پسرا بی رحمن و نامهربونن و ادمو ول میکنن میرن .منم امشب توپیدم بهش گفتم من عاشقه بچمم و از اولم پسر میخاسم و از ته دلم خوشحالم .بخدا بیست بار تاحالا اینو گفته دیگه خستم کرده بود .بنظرتون با همچین ادمه دروغگویی چکار باید کرد؟