یک روزهایی میآیند
که از گفتنِ «خسته شدم» هم خسته میشویم!
یاد میگیریم که هیچکس در این دنیا
نمیتواند برای خستگی ما کاری کند.
هیچ کس نمیتواند برای معشوقهی از دست رفتهی مان.
شناسنامهی المثنی گم شده یمان توی سفر
حقوق دو ماه عقب افتاده مان
استاد بداخلاقی که دو ترم متوالی حالمان را میگیرد
دندانهای خراب عصب کشی نشده
و برای اینکه نوبتهای دکترمان را همیشه آدمهایی با اسکناسهای بیشتر مال خودشان کرده اند کاری کند.
یک روزهایی میآیند که از گفتنِ خسته شدم هم خسته میشویم!