2777
2789
عنوان

دو دلی انتخاب

201 بازدید | 31 پست

من سوالی دارم ذهنم و مدتی مشغول کرده خواستگار کسی هستم که بسیار زیبا هستن و خواستگارم بسیار رد کردن . قبلا خواستگارشون بودم پدرشون قبول نمی کردن خودشونم می ترسیدن ولی دلشون بامن بود ولی میگفت نه . بعدا همه چیز حل شد و جواب بله داد ولی چیزی فهمیدم مرددم کرده . تو این مدتی که من نبودم خواستگاری پذیرفتن این مورد خیلی تو ذوقم زد حس بسیار بدی بهم دست داد .قضیه این بود  خانمی همکلاسشون بود برادری داشت از ایشون  خوشش اومده بود بعد خواهرش کلی اصرار که با برادرم آشنا بشو . ایشونم قبول کرد شماره خونشو داد. اون پسر چهره خوبی داشته و بورسیه خارج بوده . کلا 3 بار کوتاه به دختره زنگ زده جمع مکالماتشون هر دفعه 5 دقیقه .پسره بسیار به ایشون ابراز علاقه میکرده حتی نامه ای هم به ایشون داده ایشونم گرفته . اما هرچی طرف اصرار کرده بیا پارک سر قرار نرفته پارکم 45 دقیقه با خونشون فاصله داشته .حتی پسره گفته خواهرم و میارم که راحت باشی  ایشون باز قبول نکردن. خلاصه رابطشون کات شد  حالا من این وسط موندم که من چیکار کنم بدم اومد از کارش احساس کردم دورم زد.خودش داستان و برام مفصل گفت همینجا براتون میگم راهنمایی ام کنید خواهرانه کسی رو ندارم تو زندگیم بخدا دنبال دختری نبودم تا حالا . ممنون میشم راهنمایی ام کنید

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اولاً شما خیلی آقای خوبی هستین که دنبال راهنمایی هستید و کورکورانه تصمیم نمیگیرید و جلو نمیرید با اینکه به قول خودتون کسی رو ندارید آفرین به شما

دوماً این چیزا به نظرم طبیعی هست، برای هر دختری خواستگار هایی پیدا میشه که تا چند قدمی جلو رفتن اما منصرف شدن

همین که از همین حالا همه چیز رو میدونید و چیزی ازتون پنهان نشده خودش نکته مثبتیه

به نظر من فکرتون رو مشغول نکنید و موفق باشید

داستان آشنایشون اینجور بود خودش برام گفته که امتحانش کردم مطمعن هستم راست میگه :   تلفن خونه شون اون مدت کمی اشکال داشته شماره نمینداخته یعنی کسی تماس میگرفت نمی فهمیدن کی پشت خطه. دختر مادرش و خواهرش رو در جریان خواستگاری این آقا قرار داده بود . این موارد من و گیج کرده لطفا بگید طبق شماره که دلیل رفتاراش چه بودن     1.دختر خانم میگه ایشون سه بار بمن زنگ زدن من اصلا هم به ایشون زنگ نزدم چون دوست نداشتم . چند بار به ایشون گفتم من قصد ازدواج ندارم ایشون مجدد اصرار و من آخر راضیتون میکنم ایشونم نهایتا لبخندی میزدن و باز میگفتن نه . عجیبه چرا اگه نمیخواستن سه بار جواب گوشی این آقا رو دادن   2. چرا اگه نمیخواستن نامه ایشون و قبول کردن  هرچند که جواب ایشون و اصلا ندادن 3. پسره انگاری بسیار پرو بوده مرتب به ایشون ابراز علاقه میکرده و ایشونم یا سکوت میکردن یا تشکر ولی میگن من سعی میکردم مکالمهایم را به بهانه کاردارم فوری تمام کنم میگم تو که می دونستی ایشون رفتارش اینجوره پس چرا دفعه بعد جواب دادی میگن جرم که نکردم مگه می تونست دست از پا خطا کنه احساسات خودشو میگفت بمن چه . حتی روزی این پسر می دونست تلفنشون شماره نمیندازه برای سحری زنگ زده بود دختره گفت فکر کردم دختر عمومه میخاد برا روزه بیدارم کنه دیدم این پسره است گفت خواستم صدات بشنوم همین و بعد پایان مکالمه . گفتم چرا دفعه بعد که زنگ زد دعواش نکردی که مرتیکه این چه رفتاریه نصف شب تماس گرفتی میگه برام مهم نبود اهمیت نداشت من اصلا پسره رو جدی نمی گرفتم. 4. یه بار میگه اولش از تیپش خوشم اومد بعد بدم اومد . یه بار میگه قصد ازدواج نداشتم یه بار میگه موقعیتش خوب بوده یه بار میگه عمرا اگه قبولش میکردم . میگم تو که از اول می دونستی قصد ازدواج نداری با این چرا قبول کردی آشنا شدی میگه همینجوری 5. پسره هرچی گفت گوشی رو بده مادرتون الان خواستگاری کنم میگفت نه . پسره میگفت بیام خواستگاریت نامزد بشیم بریم خارج میگفت نه . میگفت منتظرم می مونی میگفت نه .  آخرشم دختره بعد اون سه تا مکالمه بسیار کوتاه دیگه جواب تلفن پسره رو نداد که نداد. آخر نفهمیدیم اسم این میشد رابطه گذاشت . دوستی بوده که نیست . خواستگاری بوده------------------من موندم آخر داستان این چجور بود این اینو میخاسته نمیخاسته منظورش از این رفتارهای متناقض چی بوده . میگم احتمالا دیده پسره هیزه و یا پرو بوده  سرد شده یا نه کلا ربطی نداره براش پسره جذاب نبوده  همش فکر میکنم اگه پسره سنگین رفتار میکرده اینم ادامه می داد میگم شاید آره شایدم نه

لطفا به سولاتم دقیق پاسخ بدید سپاسگذارم تا کاملا متوجه بشم.   می دونید چیه نفس همین که حتی رفته یه خواستگارم بررسی کرده توهین آمیزه . چون منم خودستایی نباشه بسیار پر موقعیت هستم و ظاهرمون در یه حد است و منم موقعیتهای بسیار داشتم اما حاضر نشدم هیچ دختری رو بررسی کنم . حقیقتش بدم اومده خیلی که بایه غریبه همکلام شده و اینو خیانت به عشقمون می دونم . /  شما هم مثل خواهرم هستید میگم حالا اون پسره تو دلش بمن میخنده که نگاه من خوب با دختره حرفیدم بعدم رفتم پی کارم  به این چیزا که فکر میکنم دردم میاد میسوزم .

لطفا به سولاتم دقیق پاسخ بدید سپاسگذارم تا کاملا متوجه بشم.   می دونید چیه نفس همین که حتی رفته ...

نه آقای محترم ناراحت نباشید اصلا  

به نظر من که عادی هست 

من جواب همه سوالاتتون رو فقط یک دلیل میدونم، خب ایشون حق داشتن موقعیت های دیگه رو بررسی کنن، در این مورد کمی به شک افتادن و لذا خواستن کمی بیشتر به بررسی بپردازن.


اصلا ایشون به اون آقا حسی داشتن ؟   پس اگه نداشتن معنی این کاراش چه بوده .    چرا با اون پسر نرم برخورد کردن اگر واقعا نمیخواسته  . میگم شاید نرفته سرقرار خجالت کشیده یا ترس داشته . میگه دیدم پسره زیاد گیر میده بیا پارک حرف بزنیم من خواستم بیخیال بشه گفتم آقا حرفی دارید بیاید با خانوادم بزنید من حرفی ندارم تو پارک بزنم.  /      میگه از همدیگه خوشمون اومد ولی من قصد ازدواج نداشتم اونم میخاسته بره سراغ درسش . میگم داری میگی خوشم اومد ازش . میگه از موقعیتش بوده میگم پس چرا قبول نکردی میگه خوب قصد ازدواج نداشتم  . دیونه شدم تو این تناقضات . میگم اون حرفت چیه این حرفت چیه . با خودم میگم نکنه غرورش باعث شده ابراز احساسات نکنه به اون آقا  خواسته چون  یا بلد نبوده یا خجالت کشیده برا همین قضیشون کنسل شده . اصلا نمی دونم اسم این ارتباط چی بوده   میگه کل مدت قضیه مون 3 هفته بوده . میگه وقتی تمام کردم مدتی ناراحت بودم میگم حسی داشتی میگه نه برا اینکه موقعیتش خوب بود میگم اگه خوب بود چرا نگهش نداشتی یا اجازه خواستگاری ندادی میگه دوست نداشتم ##‍ ##‍ بخدا شاخ درآوردمه از این حرفاش . مطمعنم حرفاش صادقانه است اما گیج کننده

من همش فکر میکنم وقتی دختری آشنایی کسی رو قبول میکند یعنی طرف و پسندیده و نظرش مثبته . یا میگم وقتی پسری به دختری ابراز علاقه میکنه و دختر سکوت میکنه یا برخوردی باش نمیکنه یعنی به پسره علاقه داره . یا نه نظراتم غلطه .      میگم این چجور رفتار کرده که پسره پیش خودش احساس راحتی کنه و بخودش اجازه بده شروع کنه به عاشقانه گفتن دم گوشش .    یعنی اینها نشانه پسندیدن پسر نیست   یا دختره بلد نبوده چگونه رفتارکنه    

نرفته که سر قرار پس خودخوری نکنین حستون هم طبیعیه ولی بخاطرش عشقی که دارید رو خراب نکنین


ممنون .خواهر  میشه بیشتر راهنمایی ام کنید . نظری که دادید و توضیح بیشتری بدید

سلام داستانی که تعریف کردید گواه چند مطلب بود اول اینکه این خانم بسیار صادق که مطلب روبرای شما تعریف کرده دوم حساسیت زیاد شما که با عرض پوزش به نظرم آسیب رسان وسوم این تفکر اشتباه که توقع داشته باشی تا رابطه شما شکل رسمی به خودش نگرفته اون خواستگار دیگه ای رو نپذیره یابهش فکر نکنه وچهارم اون شما رو دوست داره وبه نظرم روی اعتماد به نفس خودت کار کنه بدجوری کمه قبل از ازدواج پیش مشاور برید باهم تا به امید خدا یک زندگی طلایی رو شروع کنید

سلام داستانی که تعریف کردید گواه چند مطلب بود اول اینکه این خانم بسیار صادق که مطلب روبرای شما تعریف ...


یعنی اگه اون و نخواسته چرا اجازه داده بهش سه باری زنگ بزنه و اجازه داده ابراز علاقه کنه پسره  ؟     

چون می خواسته از احساس خودش مطمین بشه اگر می خواست می تونست شما رو رد کنه


اصلا شما این موضوع رو خوب بررسی کنید ایشون به اون پسره حسی داشته ؟ یا صرفا یه گزینه برا بررسی بود    واقعا دقیقا میخام این و بدونم این و بهم بگید چرا اون ابراز علاقه میکرد ایشون واکنشی نشون ندادن  یا واقعا چرا باش برخورد نکردن همش فکر میکنم لابد حسی داشته   دخترا تو این مواقع دلیلشون چیه  واقعا حقیقت و بگید ناراحت نمیشم شما بهتر می دونید چون دخترید  یا دارم اشتباه بررسی میکنم  این سوالم و جواب بدید خیلی خیلی ممنونم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108