پدرشوهرمن خیلی اخلاقش تنده دادمیزنه اخم تخم میکنه چش غره میره
تو اون هفته دوبار سرمن داد زده
ی بار مادرشوهرمو بردم دکتر خوب نوبتو قرار بود خودشون بگیرن منم ک تاحالا نرفتم ک بدونم چ ساعتی باید رفت هیشکی نرفته نوبت بگیره ما رفتیم تا۶ و نیم غروب اونجا بودیم بعد یهو پدرشوهرم زنگ زد به من
گفتم سلام
جواب سلام نداد یهو گفت معلومه کجایید مگه نمیگفتم زودتر نوبت بگیرید شب شد بیاید خونه و فلان همشو با داد بیدار و طلبکاری کفت🙄
مادرشوهرمم پیشم بود بعد ک قطع کرد مادرشوهرم گفت ن بابا منطورش ب من بود ب تو نبود
🙄😒خوب با تو کارداره که ی گوشی با خودت بیار ب تو زنگ بزنن وقتی بیرونی 😒😐 ماسمالی مبکنه
ی روزم رفتم اشپزخونه مادرشوهرمو تمیز کنم مادرشوهرم ی ظرفو گذاشت رو میز ست خواهرشوهرم بهش خورد افتاد شکست خواهرشوهرم ۱۲سالشه خیلی بلد نیس کار انجام بده😐 من اومدم جمع کنم پدرشوهرم از در اوند تو دید دارم جمع میکنم سرم داد زد ک چرا شکستی و مگه ظرفو اینجا میذارن و فلان
بعد رفت
مادرشوهرمم گفت این اخلاقش تنده بیخیال و فلان
دیگه نمیرم کمکشون ی مدت تا مادرشوهرم بپرسه چرا دکترنمیبری منو میگم بابا زنگ میزنه هرچی دلش میخواد میگه ........
چرا مادرشوهرم ماس مالی میکنه؟از چی میترسه ؟