دخترم یکسالشه همیشه خونه خواهرم یا مادرم یا هر جایی که با بچه رفتم به شوهرمم گفتم بیاد تنها نرفتم خانواده شوهر من هر وقت میخوان بچمو بیینن به شوهرم میکن بچه اتو بیار ببیینیم خبلی کم پیش میاد به منم بگن که برم ، منم همیشه خونه مادرشوهرم در حد یه نیم ساعت رفتن که بره یه سر مامانش بچه ارو ببینه دادم ببره و بیارتش خواهر شوهرم همیشه به شوهرم اصرار داشت از وقتی بچه ام نوزاد بود تنها بدون من ببرتش اونجا شوهرم همیشه میکفت بچه بدون مادرش جایی نمیره یه بار دبدم خواهر شوهرم بهش مسیج زده پشت من کلی بدگویی کرده بود و پشتم حرف زده بود وحرفهای دروغ زده بود که منو خراب کنه و گفته بود چرا هر بار میکم بچه ارو بیار نمیاری میگی بدون مادرش جایی نمیره شوهرم بعدا مسیج ها روبه خیال اینکع من نذیدم پاک کرده بود من به روم نیاوردم و فقط سعی کردم نزارم خواهر سوهرم به خاسته اش برسه وفقط میزاشتم خونه مادرشوهرم بچه تنها بره امروز از ساعت ۴:۳۰ بچه ارو برده به بهانه یه نیم ساعت مادرش ببینتش بیارتش الان زنگ زذم فهمیدم با مادرش خونه خواهرش رفتن و دور هم جمع شدن به من یه کلمه نگفتن که برم خیلی بهم برخورده اخر خواهرش کار خودشو کرد تا قبل بچه دار شدنم شوهرمو تنهایی میکشونذ خونش بدون من دور هم جمع میشدن الان با بچه ام مبکشونتش اونجا بدون من! خیلی از این حرکتشون ناراحتم و حرص میخورم اینم بگم خود خواهر شوهرم اجازه نمبده شوهرش تنهایی جایی بره