من عاشق بابابزرگم بودم ۶۹ سالش بود از مرگ مبترسید ۵ روز پیش تو ساوه با ماشین تصادف کرد ۳ بار چپ کرد اخرشم یه کم مونده بود بره دره اوردنش بیرون 😭😭😭رفتیم بیمارستان دنبالش دکترا گفتن ابن معجزس هبچیییش نشده ن شکستگی ن در رفتگی هیچی😭اومد خونمون دوروز خوب بود حالش ولی پریروز از خاب بیدار شد حالش عالی بود بعد سر ظهر رفت ک نماز بخونه ،رفت دسشویی وضو بگیره همونجا فوت کرد 😭😭بابام اوردتش بیرون وای خدا من مردم وقتی دیدمس بابا بزرگم خبلی مهربون بود 😭😭😭بعد بردیمش سرد خونهه دکترا گفتن چشاش هنوز زندسسس 😭قرنیه چشاش زنده بود فداش بشم ینی چشم انتظار کی بودههههههههه😭😭😭قرنیه چشاشو اهدا کردن