بچهها تو خونمون بحث این بود که عروسیمون تابستون باشه بعد داییم گفت پدربزرگم که تبریزه تابستون نمیتونه بیاد بندازین پاییز مثلا
همسرم هم الان مجردی زندگی میکنه یعنی ۵ ساله
گفتش نه دایی جان شما تو خونه راحتین و غذاتون سر وقته و خوابتون سر وقته و کار خونه ندارین و میگین چه اشکالی داره بذارین سه ماه دیرتر ولی واسه من سخت میگذره نميتونم دیگه.
شما باشین از این حرف ناراحت میشین؟ احساس میکنم فقط میخواد که کار خونه رو انجام بدم و وظیفهی منه😐🤦🏻♀️