تازه عقد کرده بودم یه پیرزنی که به ظاهر خیلی مومن بود و جانماز آب میکشید، تو مراسم ختم پدربزرگ شوهرم ، جلو همه بهم گفت تو دین و ایمون نداری، ۸ سال میگذره از اون موقع ولی هنوز نبخشیدمش، چون اون موقع من ۱۹ سالم بود و خیلی بی زبون بودم، هیچی بهش نگفتم،
با حرفت یاد اون آدم افتادم