هرکاریم بکنم..باز شوهرم از توی کارام یچیزی درمیاره که بگه تو باخانواده من مشکل داری.
امشب گفت یسربریم اونجا گفتم من کاردارم گفت یهفتس نرفتیم خونشون البته دو روزپشت هم جایی پیش هم بودیم ولی میگه خونشون فرق داره.گفتم باشه.
ولی چون دیرحاضرشدم یعنییاعت۱۰ باهوم دعواکرد ک ت عمدا لفتش میدی و ...
هرچی دلش خواست گفت و ی چیزای ریزو جزئی ک اصلا پشتش نیت نبود سرهم کرد ک بگه من نیتی داشتم
همیشه سرهمه چی همینه.
نمیدونم باید چکارکنم😭