برا آبجیم خواستگار اومده رفتن برا عقد انگشتر خریدن مامانم بهم یه زنگ هم نمیزنه نمیگه چیزی چند روز دیگه محضره آبجیم گفت بیا محضر کلا در جریان نمی زاره مثل قریبه یهویی میرم محضر. من خودم متاهل هستم پنج ساله ازدواج کردم یه بچه هم دارم وبچه بزرگا خانواده هستم خودم 22سالمه خواهرم 17سالشه. چرا کسی بهم زنگ نمیزنه چیزی نمیگه قبل این ماجرا هرروز با مادم حرف میزدیم یا اون زنگ میزگرد یا من ولی الان مامانم زنگ میزنم گوشیشو جواب نمیده خواهرمم گوشیش خاموشه من کلی آرزو داشتم با خواهرم ولی اونا انگار نمیخوان پیششون باشم چیکار کنم؟ امروز زنگ زدم میخواستم برم خونه مامانم گفت نیا از خواستگاری هم و انگشتر هم چیزی نگفت به نظرتون نرمال؟؟
نترسید روزی خورشید متلاشی شود و همگی ما از سرما بمیریم ، بترسید روزی برسد که زنان بخواهند محبتشان را از مردان دریغ کنند..آن وقت همگی از سرما خواهیم مُرد..
خوش قلب ترین آدما اونایی ک نگران تاثیر حرفاشون رو قلب بقیه ان... از خودت، خندیدنات، برق چشمات، آرزوهات،ازخوشبخت بودنت مواظبت کن، زندگی ینی همین چیزای خیلی ساده،، امیدوارم اونقدرحالت خوب باشه ک وقتی یکی حالتو پرسیدمثل حافظ بگی:عیش مدام است از لعل دلخواه، کارم ب کام است الحمدلله...
وقتی با نظرم موافق نیستی خواهشا ریپ نزن من فقط نظرمو گفتم عقاید ادما باهم فرق داره 🦋یاد گرفتم فراموش کنم آدمایی رو که فراموشم کردن یا تو شرایط سخت ولم کردن... دعا کنید اونی که میخوام امسال بشه 🥺🥺 ان الله بالغ امره ♥️کتاب خیلی دوست دارم یکی از ارزوهام اینه وقتی ازدواج کردم رفتم خونه خودم یه قفسه کتاب داشته باشم ... ابجیا میشه برام صلوات بفرستین 🥺♥️