چشم زیتونیم
خواستم بهت بگم من اصلا ادم مناسبتی نیستم راستشو بخوای اصلا وقت نمیکنم که به تاریخ و مناسب و روز خاصی فکر کنم ،بلد نیستم اینجور موقع ها ادم های عادی برای عشقشون چیکار میکنن،چی هدیه میدن،چجور سوپرایزش میکنن و میبرنش یه کافه دنج گوشه شهر و یه کیک و قهوه مهمونش کنن
من وقت نکردم توی زندگیم اینارو یاد بگیرم من فقط خواستم تو رو بفهمم ،سعی کردم همیشه تو را قشنگ تر از بقیه نگه دارم و برای داشتن و موندگاریش تلاش کنم
و اصلا هم نمیدونم اینا تو رو راضی میکنه یا نه ،یا دوست داری مثل همونایی که عاشق مناسبتان هر سال برات جشنی بر پا کنم و توام اون چشمای سبز وحشیت براق تر بشه
فقط خواستم بگم میون همه این کم بودنا برات ،یه قلب دارم که فقط توی تمام ابعادش وجود خودت حس میشه ،قلبی که همیشه یه حصار فولادی دورش ساخته بود و همه ازش فراری بودن و تو با حوصله همشو از بین بردی و بهم فهموندی منم اگه بخوام میتونم این حسی که بشریت بهش دچاره رو تجربه کنم و جز اون 7میلیار ادم باشم
خواستم بگم هدیه ی من به تو هر روز عشقی که تو چشام،لحنم میریزم و بهت میدم و قلبی که تمام ضربانش صدای خودته
جز اینکه بگم اشوبگر منی کلمه ای ندارم
روزت مبارک
ژینانوشت