2777
2789
عنوان

پرت🤍

310 بازدید | 0 پست

گفت می‌شه اینجوری نگام نکنی.

همونجور که مشغول دید زدنش بودم گفتم چجوری؟

اروم موهاشو گذاشت پشت گوشش و گفت اینجوری که چشمات پر از دوست داشتنه، اما خودت بی‌تفاوتی!

نگاهش که طولانی میشد میترسیدم،از چشم رنگیا همیشه به دور بودم علتشم نمیدونم نگاهمو دزدیدم و گفتم 

این بده یا خوب ؟

گفت کدوم؟اینکه دوسم داری ؟یا بی تفاوت نشون میدی؟

اروم پوزخند زدم و گفتم اینکه جفتشونو با هم انجام میدم

نگاهش پر شد از. حرص یا حس مبهمی که من شاید نمیفهمیدمش 

پیروز مندانه لبی تر کردم و دست کشیدم رو لبم که گفت

مهم اینه که پشت اون نگاه های بی تفاوتت حس دوست داشت من نشسته 

مهم اینه که تویی که بیخیالیت شهره خاص و عامه به گفته خودت من نشستم وسط خیالش و ارامشو ازش گرفتم 

یه تای ابروهاشو داد بالا و گفت 

مهم ترشم اینه که وسط اون یخِ سمت چپ سینت یکی دار زندگی میکنه که اسمشو گذاشتی ماهی قرمز 

و راحت به کاناپه تکیه داد و دست به سینه نگاه تیز و براقشو کاشت به منی که از این حرکت چزوننده اش بیزار بودم

یه حالی بودم،انگار که تموم رگای تنم پاره شده بودن و خون پاشید به در و دیوار بدنم و گرماش داشت منو ذوب میکرد

گفتم توام خوب بلدی بزنی مستقیم به ضعف ادم 

برام شونه ای بالا انداخت که گفتم بروبخواب چشمات داره میره

شیطون شد و گفت کجا میره حالا

اروم لبخند زدم و گفتم تو قلبم

کوسنی به سمتم پرت کرد و گفت 

بعد میگه من دلبری بلد نیستم

ژینانوشت

http://dl6.shirazsong.in/dl/music/99-11/Man Bahat Ghahram_2..mp3

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز