گفت میشه اینجوری نگام نکنی.
همونجور که مشغول دید زدنش بودم گفتم چجوری؟
اروم موهاشو گذاشت پشت گوشش و گفت اینجوری که چشمات پر از دوست داشتنه، اما خودت بیتفاوتی!
نگاهش که طولانی میشد میترسیدم،از چشم رنگیا همیشه به دور بودم علتشم نمیدونم نگاهمو دزدیدم و گفتم
این بده یا خوب ؟
گفت کدوم؟اینکه دوسم داری ؟یا بی تفاوت نشون میدی؟
اروم پوزخند زدم و گفتم اینکه جفتشونو با هم انجام میدم
نگاهش پر شد از. حرص یا حس مبهمی که من شاید نمیفهمیدمش
پیروز مندانه لبی تر کردم و دست کشیدم رو لبم که گفت
مهم اینه که پشت اون نگاه های بی تفاوتت حس دوست داشت من نشسته
مهم اینه که تویی که بیخیالیت شهره خاص و عامه به گفته خودت من نشستم وسط خیالش و ارامشو ازش گرفتم
یه تای ابروهاشو داد بالا و گفت
مهم ترشم اینه که وسط اون یخِ سمت چپ سینت یکی دار زندگی میکنه که اسمشو گذاشتی ماهی قرمز
و راحت به کاناپه تکیه داد و دست به سینه نگاه تیز و براقشو کاشت به منی که از این حرکت چزوننده اش بیزار بودم
یه حالی بودم،انگار که تموم رگای تنم پاره شده بودن و خون پاشید به در و دیوار بدنم و گرماش داشت منو ذوب میکرد
گفتم توام خوب بلدی بزنی مستقیم به ضعف ادم
برام شونه ای بالا انداخت که گفتم بروبخواب چشمات داره میره
شیطون شد و گفت کجا میره حالا
اروم لبخند زدم و گفتم تو قلبم
کوسنی به سمتم پرت کرد و گفت
بعد میگه من دلبری بلد نیستم
ژینانوشت
http://dl6.shirazsong.in/dl/music/99-11/Man Bahat Ghahram_2..mp3