2777
2789
عنوان

یه دقیقه بیاین

70 بازدید | 3 پست

من مادربزرگم پنج یا شش سالی میشه فوت کردن

موقعی که مادربزرگم بیمارستان بودن چون حالشون بد بود من خونه بودم من اصلا نماز نمیخوندم اون موقع یه حسی به من گفت پاشو نمازتو بخون تا مادربزرگت خوب بشه 

اول خواستم پاشم بعد گفتم مگه با نماز یکی یه نفر دیگه زنده میمونه؟ 

نرفتم نماز بخونم بعد شب مادربزرگم فوت کرد 

من عذاب وجدان گرفتم گفتم شاید اگه من اون روز نماز میخوندم مادربزرگم فوت نمیکرد

همیشه عذاب وجدان ندارم ولی بعضی وقتا که یادم میاد عذاب وجدان میگیرم 

به نظرتون من دلیل فوت کردن مادربزرگم بودم؟؟؟ 

  

نع بابا فکرای چرت نکن

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود...                                          تا دلم باز دلم باز دلم دل بشود                     تَنها شادیِه‍ زِندِگیم‍ اینِه‍ کِه‍ هیچکَس نِمیدونِه‍ دَر چِه‍ حَد غَـَمگینـَم‍ :")🥀✨                

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دقيقا ي بار بابام تصادف كرد بعد من همين اتفاق برام افتاد و فكر ميكردم ميخوندم اينطور نميشد ولي الان ميدونم يه نوع وسواس فكريه و بايد ترك بشه 

به در نگاه میکنم دریچه آه میکشد😐
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز