2777
2789
عنوان

تجربه رویایی 2

| مشاهده متن کامل بحث + 136197 بازدید | 986 پست

سلام گلم خوبی مرسی از تایپیکات ❣️

خیلی خوب بود کلی چیزیادگرفتم 

فقط یه سوال من الان دوساله عقدم خیلی دلم میخواد فضای مجازی داشته باشم اما همسرم دوست نداره چندبارم بهش گفتم واتساپ نصب کنم قبول نکرده ...خودش داره اما کاریه

چجورراضیش کنم ؟؟؟

سلام رویا خانوم من صحبت های شمارو خوندم و واقعا بهم دلگرمی و امیدواری داد من تازه عروسی کردم شوهرم عصبانیتشو نمیتونه کنترل کنه داد میزنه فوش میده و اینک دروغ میگه بهم مثلا ی مشکل خانوادگی داره مادرش میگ ب خانومت نگو شوهر منم وقتی چیزی رو میخواد نگه اذیت میشه و مجبور ب دروغ گفتن میشه و باعث دعوا ولی وقتی حرف دلشو میزنه اروم میشه اما چون میخواد ب حرف مادرشم گوش بده خیلی وقتا دلایل عصبانیتشو نمیگه و فقط باهام بدرفتاری میکنه مثلا ازش میپرسم خونتون بودی رفتی دیدن مادرت میگه نه بعد میفهمم دروغ گفته وقتی هم میگم چرا میگ ی مشکلی بود نمیخوام بگم مادرم گفته نگو متوجه نمیشه این نگفتن باعث ازار جفتمون میشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یه مشکل دیگه ک دارم اینک حق ندارم ازش ناراحت بشم حق ندارم اگ از خودش یا خانوادش ناراحت شدم بهش بگم و درد دل کنم تا حداقل یکم خالی بشم و اینک تو هیچ کاری ازم مشورت نمیخواد میگ هرچی من میگم بگو چشم حتی من حق مخالفت با مهمونی های خانوادگی شوهرمو ندارم وقتی ممکنه یه دفعه رو نتونم برم کلی دعوا راه میندازه یا مثلا اگ ب من قول داده ک جمعه میریم بیرون اگ مادرش بگه بیا خونه ما دیگ یادش میره ک ما باهم تصمیم داشتیم بریم بیرون ب مادرش نمیگ نمیتونم بیام و کلا همه چیو میریزه بهم 

سلام رویاجون ی مشکلی دازم اینکه 

نمدونم چرا از مسٸولیت بعدعروسی مترسم مثله خوره افتاده بجونم ک بعدعروسی چکار مکنم

نمدونم واقعا سخته خونداری و مسٸولیتش اصلا ی غول ساختم ازش 😭


چطو این طرز فکرو دربیارم ازسرم 

سلام رویا خانم لطفاااااااا جواب منو بدین خیلی واجبه برام

شوهر من مث شوهر شما روی رفت و آمد و حجاب حساس نیست اما تو بچه داری و خونه داری کمک نمیکنه یا خیلییی هوای خانوادشو داره و دوست داره اونا ازش راضی باشن حاضره منو نارحت کنن ولی من هیچی نگم که نکنه خودشون نارحت بشن همیشه باهاش قهر و دعواداشتم  سر این مشکلات اما از وقتی این تایپکو خوندم آرومتر شدم از تجربیات شما استفاده میکنم احساس میکنم اونم بهتر شده.

اما مشکل الانم که باعث شد وقتتونو بگیرم: امروز شوهرم ساعت۶غروب بهم گفت دعوت شده باغ دوستش میره ساعت۹یا۱۰ میاد منم گفتم باشه برو بعد منو بچمو آنورد خونه پدرش بعد ساعت۸ زنگ زد بهم که دوستای قدیمی همه آمدن شاید دیرتر بیام منم گفتم باشه تا ۱و ۲ شبم بمونی خوشبگذرون ولی بعدش بیا چون لباس راحتی و وسایل بچه نیاوردم اونم گف چشم بعد ساعت ۱۲ونیم پیام داد نمیام شما بخوابین دیگه من منفجر شدم واقعا دوباره زنگ زدم و دعواش کردم گفتم هیچوقت نیا نمیخوام ببینمت اونم گف توروخدا آبرومو نبر دوستام همه اینجان منم گفتم تو حرف زدی قول دادی زود بیای ولی گف نمیام دورم نمیرسم.الان واقعا عصبیم از همه جا بلاکش کردم دیگه نمیتونم باهاش مهربون باشم نمیخوام خونم راش بدم چندین باره اینجوری غافلگیرم میکنه مشکلات اقتصادی زیادی داریم بجا اینکه بره سر مغازه و کارش میره رفیق بازی منم واقعا از این کار بدم میاد بعدم همه فشار بچه داری و صرفه جویی تو خرید خونه روی منه اونم عین خیالش نیست.

کمکم کنین رویا خانم چکار کنم خیلییی عصبیم ازش اگه اول میگفت شب نمیاد راحتتر کنار میومدم حس میکنم تو کار انجام شده قرارم داده هیچکاری ازم برنیاد الان رفتار درست چیه🤔

سلام رویا خانم لطفاااااااا جواب منو بدین خیلی واجبه برام شوهر من مث شوهر شما روی رفت و آمد و حجاب ح ...

در ضمن خیلی بدهکار بود مقداری طلا بهش دادم فروخت الانم خودم بیشتر صرفه جویی میکنم طلاهام جبران کنم دوباره بخرم اما تا الان هروقتم داشته نخریده و پشت گوش انداخته به بهانه اینکه ماشین نداریم و اینا...😔

وقتی شروع میکنید به تغییر , اطرافیان و حتی شوهر در برابرش مقاومت نامحسوس دارن و قصد دارن خلاف نظر شم ...


عزیزم میشه چند تا مثل بزنید از عاداتی که گفتید توی رفتار شوهرتون پیدا کردید؟ و رفتار های خودتون در اون مواقع عصبانیتش؟ 

و ی سوال دیگه من محبت کلامی زیاد دارم یعنی غرورم رو به صفر رسوندم اما میدونم اشتباهه بنظر شما محبت عملی رو بیشتر کنم؟ و محبت کلامی رو خیلی خیلی کم کنم؟ 

‹ تا استخوان مبتلای توام^^🔗♥️ ›
وقتی تصمیم گرفتم که وضعیت زندگیم رو تغییر بدم انگار زمانه و دنیا هم خواستن مقابلم باشن و اجازه ندن ک ...


عزیزم من واقعا از اونور بدم افتادم يعنی جوریه اوضاع که اگر بگم میخوام برم مشکلی نداره بنظرتون چیکار کنم البته این مسحتی شاید تا چند روز پیش واسش ی ترس بود اما الان دیگه نیست 

‹ تا استخوان مبتلای توام^^🔗♥️ ›

وای ممنون عزیزم اینکه فهمیدم راهی که میرم اشتباهه و طلاق چیزی رو حل نمیکنه برام یه دنیاست. همسرم عینه همسر شماست البته مثل قبلش. من ده ساله با عقد باهاشم و شش ساله ازدواج کردم الان بیست و پنج سالمه متاسفنه سنم کم بود هرچی میگفت گوش میکردم یجورایی میترسیدم از دستش بدم بهترین رشته قبول شدم نذاشت درس بخونم الانم بعد شش سال چون یکم مشکل ژنتیک داریم و خودشم بیماره دنبال کارای بچه دارشدنمون نمیره میگه نمیخام از یورم منو خیلی محدود کرده حتی خونه بابام میگه هفته ای یبار برو. کلاسی جایی نمیزاره برم. تنها که هیچ جا نمیذاره. گواهی رانندگی نمیزاره بگیرم میگه میخای کجا بری به چه دردت میخوره من رانندتم دیگه درحالی که خیلی دلم میخاد داشته باشم حتی اگه رانندگی نکنم. دلم میخاد کلاس کاشت ناخن برم شاغل شم سرمم گرم شه میگه نه.خودشم که شبا دیر میاد خونه اومدم سرش تو گوشیه همش.منو نمیذاره اینستا نصب کنم ولی خودش داره و یکسره دستشه‌.بنظرت چیکار کنم از کجا شروع کنم داشتم به طلاق فکر میکردم ولی با خوندن مطالبت امیدوار شدم خواهری میکنی برام

وای ممنون عزیزم اینکه فهمیدم راهی که میرم اشتباهه و طلاق چیزی رو حل نمیکنه برام یه دنیاست. همسرم عین ...

راستی یه انتقادیم بکنم میگه راضی نیستی ازم مجبور نیستی بمونی برو. 

سلام رویا جون تاپیکتون عالی هستش 

خیلی مفید بود واسم 

اما شما توی رابطتون ی چیز مثبت داشتید که من ندارمش 

شوهر شما عاشقتون هستش 

نامزد منم عاشقمه اما کاملا خنثی و بی تفاوت شده نسبت بهم حتی اگر بگم میکشم خودمو جلومو نمیگیره واسم چاقو میاره 😂😂البته من نگفتما مثال زدم 

مقصر خودمم بخاطر اشتباهاتی که کردم نمیدونم چجور باید جبرانش کنم 


‹ تا استخوان مبتلای توام^^🔗♥️ ›

سلاگ رویا جان 

حالت خوبه؟ 

من اون تاپیک قبلی ات روبیشتر دوس داشتم درسته یکم باجزعیات گفته بودی مشخصه که دوس نداشتی درموردپدرت و اتفاقای ناخوشایند زندگیت زیاد صحبت کنی  ولی چیزای دیگه هم گفته بودی مثلا کلی هنر یاد گرفته بودی. ورزش میکردی برای سلامتی نه لزوما تناسب اندام و خیلی چیزای دیگه

یا مثلا پاتو میزاشتی اون طرف در میگفتی پامو گذاشتم بیرون بیا قلم پامو بشکن

اینا خیللللی خوب بودن کلی ازشون استفاده میکردم و بیشترشون سرلوحه زندگیم شدن 

اما الان خیلی کلی صحبت کردی  😔😔😔

سلام روياجان اميدوارم پيام منو ببيني و راهنماييم كني 

راستش من ٢٢ سالمه حدود ٣ساله با كسي تورابطم و از همون اول ايشون پدر و مادر و خواهرشو درجريان گذاشته بود شايد باورش سخت باشه ولي اين ادم از وقتي خودمو شناختم منو دوست داشت الانم ذره اي به دوست داشتنش شك ندارم ولي ٦ماهه كه پدرش فوت كرده كلا روحياتش عوض شده مثلا خيلي پيگيرم بود خيلي بيشتر بهم محبت و توجه ميكرد مدام حرف ازدواجمون و ميزد و حتي پدر و مادرشم راضي بودن و ما تو يه قدمي عقد كردن بوديم ولي از وقتي پدرش فوت كرده فكر ميكنه زندگي تموم شده حتي بهم ميگه ديگه تا آخر عمر نميتونم به ازدواج فكر كنم زبانا ميگه انقدر دوست دارم و بهت احترام ميذارم كه هرچي تو تصميم بگيري ولي حتي نميتونه بذاره از زندگيش برم بيرون...آدميه كه شايد با يه بار صحبت كردن قانع نشه ولي منطقيه من ميخوام باهاش حرف بزنم ولي چون دخترم نميخوام عزت نفسمو از بين ببرم با اين كار و صحبت در مورد ازدواج به نظرت چيكار بايد بكنم؟لطفا راهنماييم كن خيلي نياز دارم....در ضمن اينم بگم واقعا آدم صادق و پاك و كاري و عاشقي هست...ولي اين رفتاراش اذيتم ميكنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792