بعد خواهرم گفت میخوام کیک درست کنم از این طرفم جاریم چند روز بعد زنگ زد گفت میخوام کیک درست کنم چون با اون رودروایسی داشتم به خواهرم گفتم حالا اون گفته ولش کن بذار درست کنه بعد ۱۰۰ هزار تومن پول وسایل کاپ کیک دادم گفتم توام اینا رو بزن گفتم دو طرف ناراحت نشن بعد خواهرم خیلی زشت برخورد کرد گفت اره من ناراحت شدم ب من برخورد همش هوای اونو داری استاد کیکه خانوم منم ناراحت شدم تمام وسایل کاپ کیک رو ریختم دور برگشته میگه تو دلت برام سوخت اونا رو خریدی درست کنم واقعا خستم داره حالم بهم میخوره از این خاله زنگ بازی ها
خودت درست کن یا بخر منت هیچکی هم رو سرت نباشه راحت
اخه من حرفی نزدم داره تند تند تو واتس اپ پیام میده بخدا به قرآن بغضم گرفته گفتم جاریم غریبس نره چرت و پرت بگه یا بگه ب من بی محلی کرد گفتم خواهرم درکم میکنه
میدونی چون اول خواهرت گفته باید به جاریت میگفتی که خواهرمم قراره درست کنه 🤔🤔 البته چون جاری غریبس ...
من به قرآن بودم سر جاری خواهرم این مدلی میشد اصلا ناراحت نمی شدم میگفتم حالا اون غریبس ب خواهرم گفته من و خواهرم همیشه که با همیم حالا مراسمی خودمونی تر می گم خواهرم درست کنه
مدیریت کن سیاست داشته باش خواهرتم باید درک کنه که چیزی جز زحمت براش نیست بگو ممنون ک درکم ...
همه رو بهش گفتم گفتم زحمتش میفته گردن اون تو که اذیت نمیشی از دوشب قبل گفتم فکر میکردم تو درکم کنی نه این طوری با من حرف بزنی بعدش میگه حتما منم خواستی دعوت کنی با شوهرت کلی دعوا کردی سر من اخه واقعا این حرفا چیه میزنه