هفته پیش یجا رفته بودیم گردش اونم تواتوبوس ما بود اولش ردیف اخر بود اخرا اومد ردیف جلوجلو نشست هراز چند گاهی به من یه نگاهی مینداخت البته خیلیم عصاقورت داده بود اصن از قیافش نمیشد فهمید خوشش اومده یا نه پوکر فیس بود
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
😂😂😂 من احساس میکنم با این سن خیلی در خیلی چیز ها تو هم سری های خودم عقبم
وقتیم پاشدم رقصیدم یذره نگاه کرد ولی زود برگشت فکرکنم فهمیده بود من روش کراش زدم برا همین هی خودش ومیگرفت ولی نمیدونم اونم کراش زد رومن یا نه هعییییییییییی