سلام خسته نباشید یه سوال دارم ...من خانمی هستم که ۳ سال ازواج کردم ...کوچیک بودم ناخواسته متاسفانه بهم تجاوز شد..و هیچ وقت جرات رفتن به دکتر و ترمیم نداشتم ..ولی موقع تجاوز خونی ندیدم شایدم من کوچیک بودم نمیدونستم..وقتی ازدواج کردم خون توی واژنم ریختم..البته خیلی دردناک بود خیلی چندماه نتونستم انجام بدم ولی اون خون الکی بود ...الان افسرده شدم ..هرکسی که پاتختی میگیره بهش حسودی میکنم که اون دختر بوده ..همسرم خیلی مهربون و بهم اعتماد داره ..ولی من فکر خیانت امونم رو بریده..جواب همسر به این خوبی این نیست .الان خیلی ناراحتم چرا ترمیم نکردم
خدا نسل این متجاوزین رو از زمین برداره.ک ایجور ارامش افراد رو بهم میریزن.منم وقتی با ی نامحرم صحبت کنم سریع ب همسرم میگم چون احساس دین میکنم اگ نگم
پدرم کاش میشد ز از این دایره پرواز کنم مثل ان شبنم یخ بسته روی گل های سپید در تو تبخیر شوم.پدر نازنیم روحت شاد.همیشه تو قلبمی.خیلی زود از پیشم رفتی خیلی زود یتیمم کردی.مادرمو تنها گذاشتی .حیف بزرگ شدن دخترتو ندیدی،درس خوندنشو ندیدی،عروسی شو ندیدی،مادر شدنمو ندیدی.همش برام حسرت شد تا قیامت،هیچ چیز و هیچ کس برام تو نمیشه.من همون دختر کوچولوتم بابا.التماس دعا برا منم دعا کن.دیدار تا قیامت باباجونم دعا کن خدا ی پسر ک همه اخلاقاش عین خودت باشه بهم بده.و اسم خودتو روش بزارم. ۴ اردیبهشت فهمیدم عشقم ک تو دلمه دختر.خدایا شکرت بابت سالم بودنش.ب حق علی عاقبت ب خیر شه
عزیزم اصلا ب این قضیه دیگه فکر نکن سعی کن ی خانم تمام عیار براش باشی ک جبران کنی.
تو از قصد نکردی ک مورد تعرض قرار گرفتی.مراقب زندگیت باش.همیشه طرفو لعنت کن ک خدا نسلشو از رو زمین برداره.و همین باا سر دختر خودش بیاد
پدرم کاش میشد ز از این دایره پرواز کنم مثل ان شبنم یخ بسته روی گل های سپید در تو تبخیر شوم.پدر نازنیم روحت شاد.همیشه تو قلبمی.خیلی زود از پیشم رفتی خیلی زود یتیمم کردی.مادرمو تنها گذاشتی .حیف بزرگ شدن دخترتو ندیدی،درس خوندنشو ندیدی،عروسی شو ندیدی،مادر شدنمو ندیدی.همش برام حسرت شد تا قیامت،هیچ چیز و هیچ کس برام تو نمیشه.من همون دختر کوچولوتم بابا.التماس دعا برا منم دعا کن.دیدار تا قیامت باباجونم دعا کن خدا ی پسر ک همه اخلاقاش عین خودت باشه بهم بده.و اسم خودتو روش بزارم. ۴ اردیبهشت فهمیدم عشقم ک تو دلمه دختر.خدایا شکرت بابت سالم بودنش.ب حق علی عاقبت ب خیر شه
چون اون درد رو داشتم..و اینکه همسرم منو میشناخت بهم اعتماد کامل داره..و درد اینکه اولین بارم هست رو داشتم و اون دنیا ازش خجالت میکشم چون خیلی در حقم خوبی میکنه از جون مایه میزاره