منو شوهرم سر مسایل مختلف یکی دوهفتس قهریم
خیلی رابطمون داره سرد میشه هرروز قهر و دعوا
بعد دیشب ساعت ۷ونیم گف میره گوشی آبجیش بده آبجیش ۱۶ سالشه گوشیش داده بود شوهرم درست کنه ، شوهرم ۷و نیم رفت بیرون من ساعت ۸ زنگ زدم به گوشیش جواب نداد همینجور هی زنگ زدم جواب نداد گوشی خواهرشم آنلاین نشد ، تا ده دقیقه به ۹ ، ساعت ۹ هم شوهرم زنگ زد که چکار داشتی ؟ گفتم چرا جواب ندادی گف گوشیم تو جیبم بوده
حالا آبجیش خونه داییش که همین کوچه بغلمونن بود ، بعد گفتم آبجیت تازه آنلاین شد گف برو بابا چکنم ،
بعد میگه رفتم یه سری چیزی خریدم بعد رفتم خونه داییم گوشی دادم ، گفتم رسیدش کو ؟ گف رسید نگرفتم ، گفتم پیامکش کو ؟ گف برای مامانم بوده با کارت خودش خریدم
بعد الان من خواب بودم رف حموم ، من خودم به خواب زدم اومد بدون وضو نماز خوند ، منم قاطی کردم گفتم ببین بدون وضو داری نماز میخونی خندش گرف سر نماز بعد دست پیش گرف گف بروبابا چرت نگو
همینطور دارم اشک میریزم