روز مادر 4شنبه بود اومددیگشنبه شب رفت 1روزکزودتر 1شنبه میرفت ولی رفت کسافط ز زدمبلاکمکرده. . ی بار خونه مادرش دلمگرقته بود حرف زدن ی زره در دو دل کردمباباشهمچینکرد کدیگباونامنمیخوامبگمهمشهوارش اسنحا بود موقع هایی کمنتنهاممیومد شبا میموندولی دیگگفتمخشیته شدمازاینکاونمیاد بچهبیاریمخیلی وقتمبودازکرونا تقریبا خیلس کمتر میوندتنها بودمیا خواهر کوچیکم پیشمبودالانواقعا درموندهوشدم