یاد شعر قیصر امین پور افتادم
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
میپرسم چرا واقعا اینجوریه آخه اگه قرار باشه خیلی اتفاقا با تلاشت به ثمر نشینه و به تقدیر و سرنوشت و حکمت مرتبط باشه پس حق انتخاب و اختیاری تو این دنیا نیست😒