تو خوابگاه تنها خواب بودم بچه ها همه کلاس داشتن و هوا تاریک شده بود
اولش دیدم ۳_۴تا بچه جن داشتن دورم میچرخیدن و دست میزدن میخندیدن منم از ترس هر چی جیغ میزدم صدام درنمیوپد یهو یه چیز قد بلند و سیاه که فقط چشاش قرمز بود و معلوم بود اومد و دستشو بلند کرد دستاش شبیه پنجه پرنده ها بود کشیده و ناخن بلند یهو همه شون ایستادن و من از خواب پریدم