۳۰ سالمه
دکترا دارم
یه فرد موفق تو جامعه هستم
مردم برام احترام بالایی قائل هستند
خانواده تحصیل کرده ای دارم.
تا دو سال پیش به ازدواج فکر نمی کردم و هر خواستگاری اومد به هر بهانه رد کردم. حتی الان هم تمایلی به ازدواج ندارم ولی تحت فشارم
چون خواهرم ۲۰ سالشه، دوستاش از خانواده های سطح پایین هستند که دختر باید تا قبل از ۲۲ سال ازدواج کنه. تحت تاثیر اون ها خیلی بی کلاس شده تموم موفقیت و هدف زندگیش ازدواج شده و ترشیده هم یکی از لفظ های روزمرش.
دختر خالم ۲۰ سالش که بود ازدواج کرد الان یه بچه ۹ ساله داره. ایکاش مثل ننه جون های قدیم هست. یه طرف چادرش همیشه رو خاک می کشه می ره خواست کار نداشت رفت آرایشگری و با اولین خواستگار ازدواج کرد. اون فکر می کنه من خواستگار ندارم که ازدواج نمیکنم.
یکی دیگه از دختر خاله هام لیسانس داره ولی هنوز به مطب میگه مکتب........چند روز پیش میگه می خوای برات یکی را پیدا کنم ترشیده می شی... ای خدا آخه من به این دختر خاله چی بگم که من اگر می خواستم با اولین خواستگار ازدواج کنم الان بچم ۱۲ سالش بود.
یکی از دختر خاله های دیگم چند روز پیش میگه فلانی یه خواستگار توپ براش اومده گفتم کیه؟ گفت گچ کار بعد گفت خدا واسه تو هم یکی اینطوری پیدا کنه. با خودم گفتم خدایا این همه خواستگار دکتر مهندس را رد کردم چون تمایلی به ازدواج نداشتم این واسه من چی می خواد
اخیرا یکی از دخترای فامیل ازدواج کرده ۲۴ سالشه. از وقتی ازدواج کرده منتظر من بهش سلام کنم🥴 اون وقت من با این موقعیتم که حتی پیرمرد مرد هم جلوی پام بلند میشه و زودتر از همه سلام می کنه، به بچه ۲ ساله هم سلام می کنم.
یکی از اقوام دور چند روز پیش میگه خانم دکتر شما تا به حال خواستگار داشتید؟ یه نگاه به سر تا پاش کردم فهمیدم فهمش و فرهنگش حتی در سطحی نیست که من بخوام از آرزوها و خواسته هام باهاش حرف بزنم.
اینقدر الان دورم دارم آدم های بی فرهنگ می بینم که دیشب بابام گفت مثل ترشیده ها رفتار نکن اول ناراحت شدم ولی بعد دیدم راست میگه. ... من تسلیم حرف های آدم های سطح پایین و بی فرهنگی شدم که حس کردم ۳۰ سال سن بالایی هست. البته واژه بابام هم درسا نبود.
دوستان خلاصه کلام .....برای یک سری ازدواج فقط یک انتخاب هست نه هدف زندگی.....
تو را خدا یه کم روی تحصیلات ، سطح فرهنگ و دنیا دیدگی خودتون و خانواده ها تون کار کنید. شاید برای شما ازدواج یک موفقیت و یک افتخار بوده ولی برای امثال مثل من همانند یک نامه بوده برای رسیدن به اهدافم.
پس تا ازدواج کردید مثل دختران عهد قجر خودتون را نگیرید و انتظار احترام و سلام از طرف دختران بزرگتر از خودتون را نداشته باشید چون اون دختر این مسئله براش از طرفی خنده دار و از طرفی درناک(فرهنگ پایین جامعه) هست.
اگر روی تحصیلات مانور دادم قصد توهین نداشتم ولی چون لفظ ترشیده، سوال خواستگار نداشتی و..... را از دختران و خانواده هایی شنیدم که حتی کلمات روزمرشون را هم درست تلفظ نمی کنند.
من و امثال من اگر می خواستیم ازدواج کنیم و یا به هر ازدواجی راضی بشیم زودتر از همه شماها ازدواج کرده بودیم.
ما دختران مستقل، مدیر مسلک و کار محور هستیم و براساس اهدافمون شریک زندگیمون را انتخاب می کنیم نه براساس شریک زندگیتون اهدافمون را انتخاب کنیم.
به امید مردمی با فرهنگ تر