امشب خونه مادرشوهرم دعوت بودیم جاریم میخواست از حاش بلند بشه یدفعه باد داد با صدای بلند من سرم و انداختم پایین انگار متوجه نشدم اگه نگاش میکردم خندم میگرفت نمیدونم بقیه هم فهمیدن یا ن شروع کرد حرف زدن انگار چیزی نشده
دوباره وقتی داشتیم ظرف میشستیم یکی دیگه زد ی بویی پیچید واااای تازه به من میگفت ی بو بدی میاد انگار🤣