با قیافه ی درهم و ناراحت و عصبانی چیکارمیکنید؟
بخدا دلم میخاد انقد بزنمش دلم خنک بشه
دوشبه میره خونه مادرش اصن ناجور میاد خونه دلم ریش شد دیگه
میگم چته میگه هیچی خستم اعصابم خرابه میگم چرا میگه نمیدونم
من که میدونم هرچی هست مربوط به خونه مادرشه
خب من چه گناهی کردم هرشب قیافه ی عزاراییلشو تحمل کنم
انقد بدم میاد دلم میخاد زار بزنم
نه میشه باهاش گفت و خندید نه اصن میشه باهاش حرف زد دلم میخاد خونه مادرشو آتیش بزنم دیگه که باعث و بانیه بدبختیه من و خونوادمه