اره،گاهی واقعا دوس دارم چند روز ازش دور باشم، و یه چیز دیگه اینکه به شددددددت از کنترل شدن بیزارم نمیدونم این به خاطر درونگرا بودنمه یا نه، قبل ازدواجمم دوس پسرم واقعا پسر خوبو با شخصیتی بود ولی نمیتونستم خیلی باهاش باشم گاهی دوس داشتم دو روز کامل بذارتم به حال خودم ولی اون بد برداشت کرد.....
منم درونگرا م اصلا تو جمعای شلوغ احساس راحتی ندارم ترجیح میدم با خانواده خودم تنها باشم تا تو جمعی که زیاد نمیشناسم بعدش وقتی هم بخوام با یه آدم غریبه صحبت کنم استرس میگیرم حتی تلفنی
دلم برای شبای خونه روستایی مادربزرگم تنگ شده شبایی که رو لحاف و تشک یخ غلت میزدیم شبایی که با صدای قور قور قورباغه ها جیر جیر جیرکا خوابمون میبرد آخ که چه آرامشیییییی