2777
2789
عنوان

زندگیمو جادو کردن😔😔

1663 بازدید | 64 پست

سلام‌بچه ها خوبید

من دوماه ک زندگبم شده جهنم😔😔انقد نذرو نیاز میکنم ولی حل نمیشه که نمیشه....الان ب اصرار دوستم به یه دعانویس زنگ‌زدم .گفت که همسرتو جادو کردن.حتی گفت چشم خیلی دنبال زندگیته 😔گفت تو این چندوقت اخیر ماشین و خونع خریدید اینا .بخاطر حسادتای اطرافتون دارن زندگیتونو بهم میزنن😔😔گفت هزینه باطل کردنش ۱۵۰میشه.

چیکار کنم بچه ها😔😔😔

یه سری حرفا هست که نه گفته میشه...نه شنیده میشه.‌‌نه  میشه نوشتشون..نه میشه خوندشون...همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو میبندن و صبح که شد همه توی گوش هم‌پچ پچ میکنن:فلانی که چیزیش نبود...چیشد مرد راستی....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تا وقتی ب خرافات اعتقاد داری زندگیت همینه

به خرافات اعتقاد نداشتم ولی دیگه چیکار کنم بخدا هرچقدددد نذر و نیلز میکنم حل نمیشه زندگیم بی دلیل شده جهنممم

یه سری حرفا هست که نه گفته میشه...نه شنیده میشه.‌‌نه  میشه نوشتشون..نه میشه خوندشون...همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو میبندن و صبح که شد همه توی گوش هم‌پچ پچ میکنن:فلانی که چیزیش نبود...چیشد مرد راستی....
اینا همش الکیه بگرد ببین مشکل از کجاست 

بخدا دوماهو مرور میکنم هیییچ چیزی پیدا نمیکنم

یه سری حرفا هست که نه گفته میشه...نه شنیده میشه.‌‌نه  میشه نوشتشون..نه میشه خوندشون...همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو میبندن و صبح که شد همه توی گوش هم‌پچ پچ میکنن:فلانی که چیزیش نبود...چیشد مرد راستی....
باطل کن ببین راست میگه دعا نویس

عه😔خیلللی دودلم بابتش

یه سری حرفا هست که نه گفته میشه...نه شنیده میشه.‌‌نه  میشه نوشتشون..نه میشه خوندشون...همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو میبندن و صبح که شد همه توی گوش هم‌پچ پچ میکنن:فلانی که چیزیش نبود...چیشد مرد راستی....
اون اگه واقعا راست میگه خودش الان باید یکی از خوشبخت ترین انسان ها بود  زشته به خدا،چطور میت ن ...

درسته منم با خودم همین فکرو میکنم


ولی بخدا ب بن بست رسیدم دبگه

یه سری حرفا هست که نه گفته میشه...نه شنیده میشه.‌‌نه  میشه نوشتشون..نه میشه خوندشون...همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو میبندن و صبح که شد همه توی گوش هم‌پچ پچ میکنن:فلانی که چیزیش نبود...چیشد مرد راستی....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792